<-------www.mycomputer.ir-------> <-------www.mycomputer.ir-------> جلسه 19 خرداد 1387 - گزارش جلسات نقد و بررسی وب لاگها

گزارش جلسات نقد و بررسی وب لاگها


جلسه 19 خرداد 1387

وب لاگ جلسه آینده یکشنبه ٢۶ خرداد

مروارید عرفان

نوشته های خانم مهوش رحیم پور

http://sevda1000.persianblog.ir

http://sadafe-darya.blogfa.com

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

وب لاگ این هفته

کلماتی از یک کوهنورد

نوشته های مرتضی صالحی

http://mortezasalehi.blogfa.com

 

کوهنوردی یک روش زندگی است.

 روشی که در آن یک سیب بین همه اعضاء گروه تقسیم می شود.

روشی که در آن قوی ترین عضو گروه به پای ضعیف ترین راه می رود.

 راهی که رقابت ندارد که به رهروانش حقوق نمی دهند

و ایشان را نیازی به سوت وکف مشوقان درقله نیست.

ناجی بی منت یکدیگرند.

گروه می سازنند تا دل جوانان به سنگ بند کنند تا به ننگ بند نشود .

مزدشان معراج روح است و تشویقشان نوازش باد.

 قانونشان عشق است و قانون گذارشان معشوق.

عشق به طبیعت، عشق به زندگی است و زندگی تجلی عشق است

 

 

 و مرگ آنجاست که عشق نیست.

کوهنوردی عشق به طبیعت است

 و عشق به طبیعت، ورزش ما نیست، باور ماست، زندگی ماست.

به راستی که کوهنوردی فقط ورزش نیست،

کوهنوردی یک روش زندگی است.

http://i4.tinypic.com/66adqax.gif

نویسنده محترم وب لاگ جناب آقای مرتضی صالحی ، متولد 1363 ، دانشجوی رشته مهندسی مکانیک

 

از اسفند ۸۴ وب لاگ می نویسد.

 

                 مرتضی صالحی

 

 

 

هدفتون از وب لاگ نویسی ؟

 

دوست داشتم اطلاعات و تجربیاتی  که خودم داشتم و نادانسته هایی که خودم بهشون رسیده بودم رو به دوستانی که کوهنورد هستند یا نیستند منتقل کنم .اگر از طریق وب لاگم کسی کوهنورد بشه برام کافیه. البته چند نفری هم هستند که از طریق وب لاگم کوهنورد شده اند.

 

 

 

مطالب مربوط به کوهنوردی 2 قسمته : یکی بعد معنوی کوهنوردی که مثلاً چرا کوه میری و فواید کوهنوردی و دیگری اطلاعات پزشکی و ابزار کوهنوردی و ... ولی به نظر میرسه در وب لاگتون این توازن وجود نداره.

 

 

دوست داشتم مطالبم رو گسترده بنویسم و خواننده رو جذب کنم و مطالب وب لاگم کسل کننده نباشه. دوست داشتم هم مطالب فلسفی بنویسم که مثلاً کوه یعنی چه و اینکه این کوهی که دارم معرفی می کنم این آموزشها و این ابزار رو هم داره.

 

 

 

دلم میخواست وقتی وب لاگ یک کوهنورد رو می خونم جنبه فیزیکی کوهنوردی و یک سری اطلاعات خاص در اون باشه.

 

اسم وب لاگم هست کلماتی از یک کوهنورد یعنی یک کوهنورد هم غصه داره هم گریه داره هم شادی داره و... وب لاگهای زیادی هستند که به مطالب تخصصی کوهنوردی پرداختند و من دوست نداشتم مطالبم تکراری باشه و دوست دارم کم کم مطالبم رو گسترده کنم و دوست نداشتم مطالبم فقط به یک موضوع خاص تکیه کنه. برای خواننده چنین روندی خسته کننده هست.

 

 

مطلبی داشتید تحت عنوان هشدار به دوستان عزیز که دنبال پولهای کلان هستند ... آیا شما هم گرفتار شده اید؟

 

داشتم گرفتار میشدم . تابستان 85 به بهانه کار در شرکت به تهران آمدم ولی یک دفعه به شرکت های گلد کوئستی و بن بست رسیدم ولی به هر نحوی بود خودم رو بیرون کشیدم . اون پست هشداری بود برای دوستانم.

 

 

 

کوهنوردی در روحیات شما در دراز مدت تأثیر گذاشته؟ مثلاً استقامت

 

 

بله ... وقتی قله رو داری میبینی و هر چقدر میری و بهش نمیرسی یک اراده قوی لازم داره. خب این روند در زندگی و کارهام تأثیر گذاشتهو راحت تر با مشکلاتم کنار می آیم.

 

 

کوهنوردی خطرناکه؟

 

 

کوهنوردی خطره و زندگی که در اون خطر و ریسک نباشه زندگی نیست. مثل آبی میمونه که اگر راکد باشه کم کم گندیده میشه. ریسک بخشی از کوهنوردی هست و اون ریسک باعث پیروزی و روان شدن اون آب میشه. 

 

 

آرزو می کنم : زندگی مال تو مرگ مال من ... راحتی مال تو گرفتاری مال من ... شادی مال تو غم مال من!

 

بهتر نیست جمله تون رو تغییر بدید؟

 

 

در کوهنوردی حاضریم کوله بار کس دیگری رو بر دوش خودمون بگذاریم . کمک کردن به دیگران بخشی از کوهنوردیه. کوهنوردی مسابقه نیست . کسی که بیشتر کمک کنه اون برنده است. چیزی رو که برای دیگران بخواهی سختیش رو باید برای خودت بخواهی. تو راحتی دیگران رو بخواه تا خدا هم خودش بهت راحتی بده. اول برای دیگران آرزو کن تا به آرزوهای خودت برسی.

 

 

این پیروزی بر چیست؟

 

پیروزی بر سختی ها . برای رفتن به بالا سختی ها و مشکلات هست. کوهنوردی سختی داره و باعث ساخته شدن کوهنورد میشه. هدف من رسیدن به قله است. البته اینهمه آدم که باهم به کوه می روند همه باهم یک چیزی رو تجربه نمی کنند . مثلاً من پاکی و صداقتش رو درک میکنم. از اون بالا که به زمین نگاه می کنم پستی اون پایین رو می بینم و وقتی برمیگردم پایین تازه احساس می کنم اونجایی که بودم یعنی چه و لذت پاکیش رو حس می کنم.

 

 

               

 

 

نا امیدی کجا جا داره؟ برای خودت پیش اومده؟

 

نا امیدی در هیچ بخشی از کوهنوردی جایی نداره. برای خودم تا بحال پیش نیومده و اگر پیش بیاد نشون دهنده ضعف من در ورزش بوده.

 

 

غرور چطور؟

 

غرور هم جایی نداره. کسی که با غرور قدم برداره شکست میخوره و هیچ وقت پیروز نمیشه . اگر غرور من رو بگیره کوه هم صلابت و سنگینیش رو به من نشون میده و من رو زمین میزنه.

 

شما فکر می کنید کوهنوردی مال جوونهاست فقط؟

 

خیر ... برای هر سنی

 

 

ولی در یکی از پستهاتون به تاریخ 26 / 12 / 84 نوشتید:

 

 دمی با خود و دوستانمام باشیم و به خودمان بیندیشیم و به بزرگی خدا .گفتم خدا . خدا کمکمان کن تا بتوانیم این راه سخت و طاقت فرسا را بگذرانیم و در این راه و این ورزش جوان و تازه موفق باشیم.

 

گفتید ورزش جوان ؟ 

 

 

کوهنوردی ورزش جوانی هست در کشورمون و جوان بودن که به سن و سال نیست دل باید جوان باشه.

مثلاً فوتبال ورزش قدیمی هست ولی کوهنوردی جوان هست.

 

 

عکسی در وب لاگتون هست که کبوتری داخل سیم خاردار گره خورده. میخواستم ببینم این عکس واقعی بوده یا جنبه تزئینی داشته؟

 

                                     Image hosting by TinyPic

 

 

اون عکس رو برای خیلی از مسائل گذاشتم. درست زمانی بود که خودم در مشکلات زیادی بودم. چرا آدمها دور خودشون اونقدر حصار میکشند که مثل همون کبوتر که در حین رد شدن از حصار پیچیده میشه.

 

 

تا حالا پیش اومده که همسفرانتون از جایی پرت شده باشند؟

 

بله ... در تفتان ... موقع برگشتن یک نفر پرت شد پایین. یک جوان دانشجویی بود غرور گرفت و گفت من مسیر رو بلدم و شبانه میرم. ولی متاسفانه جسدش رو پیدا کردیم.

 

 

یکی از عکسها کوهی هست که شبیه گربه هست.

 

                                    

 

این عکس واقعی هست. از وب لاگ یکی از دوستانم آقای رضا آموزگار برداشتم. نمیدونم این کوه کجا هست و ایشون از یک وب لاگ خارجی برداشته بود. در این عکس هیچ فوتو شاپی به کار نرفته. از دور به نظر گربه میاد ولی نزدیکتر که میشیم اینطور نیست.

 

 

لذت تنهایی کوهنوردی کردن رو ترجیح میدید یا با همسفر ؟

 

درست نیست تنها به کوه رفتن. هیچ وقت کسی تنها رفتن به کوه رو پیشنهاد نداده. همیشه با گروه هستند. این گروها از 3 یا 4 نفر شروع میشن و حتی گروهای بزرگ 70 نفری هم هستند. کمک کردن به دیگران در حین کوهنوردی باعث لذت میشه.

 

در کوه به خاطر پاکی که داره میتونی راحت تر به طرف مقابلت اطمینان کنی ولی ر شهر نمیشه به هر کسی اطمینان کرد.

 

خب آدمهای کوه هم بخشی از آدمهای شهر هستند.

 

بخشی از آدمهای شهر. ولی کسی که میاد کوه فرق میکنه . معمولاً کسانی که به کوه می آیند یک پاکی رو در اون حس کردند و زیبایی و لذت طبیعت رو حس کردند.

 

در معرفی خودتون گفتید:

 

کوهنوردی یک روش زندگیست ... ؟؟؟

 

گام برداشتن در کوه دقیقاً یک زندگی هست. وقتی یک کوهنورد هستی یعنی دو تا زندگی داری. یک زندگی جدا. موقع رفتن به کوه مشورت می کنی تو زندگی هم مشورت می کنی. اون اعتمادی که در کوه به همه داری به هر کسی در شهر نمیشه.

در زندگی هدفی داری و در کوهنوردی هم هدفی. پس کوهنوردی هم یک زندگی جداگانه ای است.

 

 

               

 

 

این کوه رفتن به ایمانتون افزوده؟

 

بله ... خیلی تأثیر داشته.

 

 

شما آدم درون گرایی هستید یا برون گرا؟

 

 

اصولاً کوهنوردها آدمهای درون گرایی هستند.

 

 

ولی پستی داشتید به تاریخ 27 اردیبهشت 87

 

اما حالا که با کوه مأنوستر شدم ... این نشانه درون گرایی شماست؟

 

 

بله.

 

 

درسته که در کوهنوردی باید با جمع همراه بشی اما بیشتر در خودتون هستید. براتون در زندگی مشکلی بوجود نیاورده؟

 

 

خیر. در زندگیم راحت بودم و تو جمع های شلوغ زیاد دوست نداشتم باشم.

 

 

کوهنوردها آدمهای خود ساخته ای هستند؟

 

 

بله

 

 

خودخواه چطور؟

 

 

من خودم خیلی خودخواهم!

 

 

یک کوهنورد وقتی دامنه کوه هست هدفش قله هست ... بعد که به قله رسید هدفش چی میشه؟

 

 

هدف من از بالا رفتن پاکی اون بالاست و در نهایت هر چقدر که بالاتر می رویم به بزرگی و عظمت خداوند پی میبریم. هر چقدر که بالاتر میروی یک انرژی از زمین بهت میرسه . شاید این احساس رو کسی حس نکنه . مثلاً وقتی از پشت پنجره دماوند رو نگاه میکنی قشنگه ولی لذت بالا رفتنش خیلی قشنگ تره.

 

 

همه کوهنوردها با خودشون عروسک میبرند؟ فلسفه خاصی داره؟

 

 

                          

                                         

 

بله ... ولی فلسفه خاصی نداره.

 

 

کوهنوردی هنر زنده ماندن است در شرایط سخت ؟؟؟

 

بله... هنر این است که در شرایط سخت زنده بمونی . شرایط سختی رو ایجاد کردم ولی سختی رو به جون میخرم و تلاش می کنم تا زنده بمونم. هر کسی دوست داره زندگی کنه پس باید تلاش کنه تا زنده بمونه و هنر چه جوری زنده موندن مهمه.

 

 

ذهنیتت نسبت به مرگ عوض شده؟زنده موندن رو جور دیگه ای دیدی؟

 

 

بله ... مثل دیگران دوست دارم زندگی کنم .

 

 

با توجه به پست ۳ بهمن ۸۶

 

رسیدن به قله اوج لذته آیا به هر قله ای رسیدن اوج لذته؟

 

بله

 

 

پس چرا قله ازدواج رو درک نکردی؟

 

 

هر قله ای ای به موقع خودش!

 

 

پست چرا به کوه می رویم پست قشنگی بود ولی همه پیامبران که به کوه نمی رفتند!

 

 

بله ... بعداً متوجه شدم . اشتباه شده !

 

 

پستی داشتید مه در مورد مشکلات زندگی بود به نظر شما سرازیری بهتره یا سر بالایی؟

 

 

هر دوتاش خوبه . شیرینی زندگی به بالا و پایین رفتنشه وگرنه زندگی تکراری و خسته کننده میشه . تو سربالایی مشکلات هست ولی تو سرازیری رفع شدند.

 

 

در مورد قالب وب لاگتون ؟ و پیشنهاد می کنم که لینک مطالبتون رو در کنار وب لاگتون قرار بدید .

 

هنوز قالب دلخواهم رو پیدا نکردم . تا بحال فرصت نکردم که این کار رو انجام بدم ولی در آینده حتماً درست می کنم.

 

              

 

در حین صعود با کوه صحبت هم می کنی؟

 

هم با خودم و هم با کوه ... به کوه میگم باید از تو بالا برم و موفق بشم و تو نباید شکستم بدی و زمینم بزنی. تو منو به مبارزه طلبیدی پس اجازه بده که موفق بشم.

 

 

در صعودهای دسته جمعی بچه ها سرودی می خونن ... چه حسی داره؟

 

من بیشتر در صعودها فیلمبردار هستم . نفر جلویی و عقبی و فیلمبردار باید از بهترین اعضاء گروه باشند تا بتونند تیم رو جمع و جور کنند. فیلمبردار باید هم از همه زوایا فیلم بگیره . بیشتر از دور فیلم میگیرم و تو گروه نیستم و زیاد دوست ندارم تو جمع شلوغ باشم. بیشتر از تنها بودنم لذت میبرم.

 

 

نوشتن مطالبت چقدر طول میکشه؟

 

 

ممکنه یه مطلبی هفته ها طول بکشه و یه مطلبی در عرض دو ساعت نوشته بشه. در اوج تنهایی که هستم و وقتی که میخوام برم کوه یک دفعه مطلبی به ذهنم میاد . سریع مینویسمش و اجازه نمیدم که از یادم بره. وقتی که کوه میرم هم کاغذ همراهم هست و اگر مطلبی به ذهنم رسید یادداشت میکنم.

 

 

چند وقت به چند وقت آپ دیت می کنید؟

 

خیلی دیر به دیر به خاطر سنگینی بیشتر از حد درسهام وقت ندارم. اوایل هر هفته آپ دیت می کردم خواننده هام  و بازدید کننده هام هم زیاد بودند.

 

 

آیا پستی رو که می نویسید ویرایش هم می کنید؟ غلطهای املایی دارید.

 

بعضی وقتها ویرایش می کنم. بله غلطهای املایی دارم . بعضی هاشو که بهم میگن درست میکنم ولی بعضی هاشونو نه.

 

 

اگر کسی ورزش رو ازتون بگیره چی میشه؟ مثلاً همسر آینده تون.

 

هیچ کسی نمیتونه کوهنوردی رو از من بگیره. من عاشق کوهنوردی هستم. من دو ترم به خاطر کوهنوردی حتی مشروط شدم. مگر اینکه اتفاق خاصی برام بیفته ولی بازهم سعی میکنم که کوه برم.

 

 

چرا قالب وب لاگتون سیاه هست؟

 

سیاه رنگی هست که از تمام رنگها تشکیل شده و یه سادگی خاصی داره . دوست داشتم سادگی تو وب لاگم باشه.من حتی تمام وسایل کوهنوردیم هم سیاهه.

 

 

آیا کوه محیط مناسبی برای خانمها هست؟

 

در کوه یک پاکی وجود داره که خودبخود چشم و غرایظ نگه داشته میشه . تو اوج سختی هستیم که بعضی چیزها رو حس نمیکنیم فقط خدا و هدفمون رو. خیلی وقتها حتی متوجه نمیشی که کی آقاست و کی خانم.

 

حرف آخر از یک کوهنورد:

 

 

باید اینگونه زندگی کنیم :

 

                                                          ساده اما زیبا

                                                    

                           مصمم اما بی خیال

 

                           متواضع اما سربلند

 

                            مهربان اما جدی

 

                            سبز اما بی ریا

 

                            عاشق اما عاقل

 

 

        

 

به نام خالق کوهها

 

به وسعت بی کرانه کوهها بنگر. آسمان اوج زیبایی در تلألو تا آنگاه که

 بپرسی چه زیباست قدم برداشتن تا اوج. این بار قدم هایم را در اوج

 ولی بر روی صخره ها و سنگها یادگار هزاره های تاریخ می گذارم

 تا آسمان قد برافراشته.

چه زیباست آنگاه که نور بر او پناه می برد و در پس آن همه بزرگی او

 را آرام میگیرد .

 این زمین که برقامتش می نگری چه استوار تو را می نگرد ، تو را به

 خود می خواند تا آنگاه که به تاج شاهی او می رسی که از ماه و

 ستاره و ابر نگین شده درصورت کدرش تا ارام نجوا کند هر زره که

 از او بر زمین می افتد محنتی را بر دل تو می نشاند و یادگاری را از

 جانش میگیرد .

ای کوه زیبا و استوار تا کجا مرا با خود خواهی کشاند؟

مرا چون خورشید و ماه در خود بگیر و آن زیبایی و استقامت مرا چون

خود کن .

آنگاه که موسی نبی را در خود داشتی و دلت را برای رسالتی که یک 

نور الهی گرفت پذیرا شدی و آنگاه که نوری بالاتر از نور خورشید را

از دست سیاهی ها و شمشیرتاریکشان برهاندیدی.

 چقدر عزیزی و چقدر با شکوهی و خدا تو را چه زیبا الگو قرار داده .

 

بهترین آرزو چیست

 همان را برایتان آرزو می کنم

http://i4.tinypic.com/66adqax.gif

نقد کارشناسی استاد درخشنده

این روزها برای شرکت کنندگان در جلسات نقد وبلاگ که هر هفته تشکیل می

گردد به نوعی یادآور یک سال تلاش و کوشش است .

تلاشی که در یک حرکت ابتکاری و خود جوش توسط تک تک بزرگواران حاضر در

 جلسات شکل گرفت و بحمدالله تا کنون  بدون وقفه ادامه داشته است.

جلساتی که با عطر حضور بزرگانی شکل گرفت که هر یک علیرغم داشتن

مناسب بالای معنوی ، و مشاغل حساس ، هیچوقت خود را تافته ی جدا بافته

 از نسل وبلاگ نویس نداستند و متواضعانه آبروی خود را در طبق اخلاص قرار

دادند تا آبروی این جلسات شوند.

نفس تشکیل این جلسات ، صیغل خوردن قلم هایمان بود و برجسته سازی

نقاط قوت در نوشته های هر وبلاگ . تا درسی برایمان باشد برای بهتر شدن.

جلسه ی این هفته نیز به مانند جلسات گذشته نکات آموزشی بسیاری داشت.

 از جمله تلاش نویسنده ی محترم وبلاگ برای انتقال تجربه ها و اندوخته

های گرانقدرش ، به مخاطبین وبلاگش.

تلاشی بس ارزشمند برای درک بهتر از عالم هستی و خالق بزرگ این خلقت.

وبلاگ ارزشمند نوشته های یک کوهنورد بی تردید ارزش چند بار خواندن را

دارد . زیرا برای درک عالم هستی و کسب تجربه های آموزنده برای زندگی

بهتر، سرشار از موارد سودمند و مفید است.

امید است با بذل عنایت بزرگواران حاضر در این جلسات نقد ، روز به روز شاهد

 شکوفایی بیشتر این جلسات و حضور نویسندگان فرهیخته در این جلسات

باشیم.

در انتها و در آغاز سال دوم فعالیت جلسات هفتگی نقد وبلاگ ،‌ تنها می توانم

خدا را شاکرم باشم که چنین توفیق و سعادتی را نصیبم نموده است تا در

خدمت جمعی باشم که روحی بزرگ دارند.

خدا را شکر...

http://i4.tinypic.com/66adqax.gif

 

دوستان شرکت کننده در جلسه

یک بهانه

 قرآن ام پی تری

دریچه ای به سوی ملکوت  

چند قدم تا وصال یار 

دنیای سبز من

موهبت

از میان دل بی تاب من

اسلام در اروپا

نم نم

دکتر کوچولو

از گور برگشته

رویای نیمه تمام

سهیلا ملکی 

 دل شدگان 

این انبوه سیب خورها حال آدم را بهم میزند

از خواب تا مرگ

وروجک های بیسواد

سیب گندیده

درخت بی سایه

ستایشگر

ققنوس

انفرادی

رجایی زمان

ستاره عشق

همای رحمت

شهد شیرین کودکی

نوشته های یک مهندس شیعه

پر پرواز

از ریشه ها تا میوه ها

کلبه عمو مصطفی

pinky

و ۳ مهمان محترم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


Admin