<-------www.mycomputer.ir-------> <-------www.mycomputer.ir-------> جلسه 25 فروردین 1387 - گزارش جلسات نقد و بررسی وب لاگها

گزارش جلسات نقد و بررسی وب لاگها


جلسه 25 فروردین 1387

 وب لاگ جلسه آینده یکشنبه ۱ اردیبهشت

اکـــرنــه

زمــــان بی کــرانه ، ایـــران جــاودانه

http://akrane.persianblog.ir

با حضور دکتر مهدی بـوتـرابی مدیر سایت پرشین بلاگ

http://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gifhttp://i31.tinypic.com/vhw3uu.gif

وب لاگ این هفته

 در راه مدرس

در راه مـــدرس 

http://www.afroogh.com

 

جلسه با تلاوت آیاتی چند از قرآن مجید رسمیت یافت . سپس جناب دکتر عماد

افروغ ، قبل از آغاز پرسش و پاسخ بیاناتی به شرح ذیل ایراد فرمودند :

این وب لاگ ، وب لاگ بنده نیست و تعدادی از دوستان برایم راه اندازی کردند و آقای امیر تفرشی سخنرانیها و گفتگوهایم را در این وب لاگ قرار می دهند.

 وی سپس در ابتدای جلسه با تاکید بر این نکته که "می خواهم در ابتدا درد دلی را بعد از دوران نمایندگی مجلس شورای اسلامی، با حضار داشته باشم" سخنان خود را آغاز کرد: فضای جامعه ناگزیر به سمتی می رود یا باید برود که توجه به عرصه عمومی و عرصه نقد و حقیقت و روشنفکری و روشنگری باید پر رنگ تر شود. عمر کوتاه من در مجلس به عنوان یک معلم به من ثابت کرد که ما بیش از حد به قدرت نگاه متمرکز داریم. بنده احساس می کنم که یک جای کار در سیاست ورزی ما می لنگد. قدرت آن چنان که ما انتظار داشتیم در انقلاب اسلامی پخش و منتشر نشده است. قدرت عمومی نادیده انگاشته شده است. در نظام جمهوری اسلامی با شناختی که از قابلیت ها و مبانی آن دارم، نمی توانم خودم را توجیه کنم که قدرت منحصر در پاستور و بهارستان باشد. چون مردم یعنی که آن هایی که پاستور نشینان و بهارستان نشینان را انتخاب کرده اند منحصر به این دو خیابان نیستند.

عرصه قدرت باید از عرصه نقد حساب ببرد
دکترافروغ در ادامه افزود: توجه به این مسئله نشان می دهد که ما باید عرصه عمومی و عرصه نقد و روشنفکری و عرصه اجتماعی را بهای بیشتری دهیم و نباید از عرصه نقد که متعلق به عموم جامعه است غافل شد. بنده جدا به این نتیجه رسیدم که اگر نخواستم وارد عرصه مبارزات انتخاباتی شوم به این دلیل بود که حس کردم عرصه نقد اهمیت و فضیلت بیشتری دارد. بسیاری از انتظارات و آرزو ها در عرصه نقد شکل می گیرد نه عرصه قدرت.
به گزارش برنا، نماینده مردم تهران در مجلس هفتم اذعان داشت: کسی که عرصه نقد را داشته باشد عرصه قدرت را هم خواه ناخواه در اختیار خواهد داشت؛ باید کاری کنیم که عرصه قدرت از عرصه نقد حساب ببرد. به نظر می رسد عرصه عمومی و نقد و عرصه مدنی ما آن چنان قوت و شدت و حدت ندارد؛ ضعیف است و کسی نمی تواند با دستور العمل این ضعف را به قوت تبدیل کند و این بر می گردد به نیروهای اجتماعی که در عرصه نقد هستند و البته برمی گردد به انواع و اقسام تعاریف و مفاهیم و تشکل ها و نهادهایی که در عرصه قدرت عمومی قابل ردیابی است که یا در قالب یک انجمن است و یا یک صنف یا یک روزنامه و یک سایت و...
وی ادامه داد: زمانی را به یاد می آورم که وقتی می گفتند "وبلاگ نویسان" دیدگاهی منفی و تیره پشت آن قرار داشت اما امروز این مسئله جا افتاده است و مثل چند سال پیش چنان دیدگاهی با آن پیش زمینه در افکار تداعی نمی شود.
با بحران اخلاق در بیفتید 
دکتر  افروغ با تاکید بر این که اخلاقیات امروز کمتر در اجتماع ما رعایت می شود، افزود: دراینجا موضوع مهم دیگری مطرح است و آن این است که ما باید از طریق این امکانات رسانه ای توجه به اخلاق داشته باشیم به دو معنا؛ اول این که خودمان باید اخلاقیات را در جامعه رعایت کنیم و دوم این که با بحران اخلاق در بیفتیم و سوالی که مطرح می شود این است که آیا ما این وظیفه را داریم یا نه؟! آیا می توانیم با توجه به تسلطی که به این امکانات داریم نگاه ماکیاولیستی و نگاه ابزار گرا داشته باشیم و بگوییم حالا که ما این امکان را داریم بدون توجه به اخلاقیات هر کسی را که خواستیم خراب کنیم و به هر که خواستیم تهمت بزنیم و افترا ببندیم؛ آیا ما این اختیار را داریم ؟ آیا اخلاق رسانه ای این اجازه را به ما می دهد ؟
جناب افروغ در ادامه تصریح کرد: ما انقلابات مخملی را محکوم می کنیم، کودتای نرم را محکوم می کنیم؛ اما آیا خودمان می توانیم با همین روش ها کشور را اداره کنیم؟ آیا می توان با تخریب چهره ها و شایعه پراکنی و جو سازی و با بی توجهی به اخلاقیات بر صریر قدرت تکیه زد و قدرت بیشتری کسب کرد؟ اگر مجازیم کجا این جواز برای ما صادر شده است؟ کدام بنیان فکری و هستی شناختی و عقیدتی به ما این اجازه را می دهد که پا به روی اخلاقیات بگذاریم؟
ما دچار بحران اخلاقیم
دکتر عماد افروغ با تاکید بر عدم رعایت اخلاقیات در کشور گفت: من احساس می کنم کشور ما دچار بحران اخلاق شده است. اخلاق و فرهنگ که باید به اقتصاد و سیاست خط بدهند، متاسفانه دارند خط می گیرند؛ فضا بیش از حد اقتصاد زده و سیاست زده شده است. قرار است ما عظمت خود را به رخ بکشیم، حالا به هر قیمتی! حتی به قیمت نادیده انگاشتن مبانی فرهنگی و اخلاقی؛ چه کسی این اجازه را برای ما صادر کرد؟ و چه کسی باید با این مسئله مقابله کند؟!
وی در ادامه اظهار داشت: وظیفه سنگین قدرت عمومی این است که هم اخلاق را رعایت کند و از امکاناتی که در اختیار دارد برای تخریب افراد استفاده نکند و هم با بحران اخلاق در جامعه در گیر شود. نگاه کمیت گرا، نگاه اقتصاد زده و سیاست زده و یا سود گرایانه و اقتدار گرایانه یکی از آفات جامعه ما شده است. متاسفانه آن چیزی که روزی در کشور حرام بود امروز به راحتی مباح شده است.
افشاگری ها را مستند و معتبر کنید
این نماینده مجلس هفتم شورای اسلامی در ادامه گفت: باید کارکرد اجتماعی خودتان را دقیق تعریف کنید و کمک کنید تا جامعه اخلاقی تر شود. امروز معتقدم جنبش دانشجویی باید توجه و هدف اصلی خود را معطوف به همین معضل کند. امروز نه تنها جامعه ما بلکه اکثر جوامع دچار بحران اخلاق هستند که ریشه یابی هر جامعه ای متفاوت با جامعه دیگر خواهد بود. به عنوان یک برادر کوچکتر می خواهم که به ارتقاء فرهنگ تحقیق در کشور کمک کنید، اگر قرار است افشاگری صورت بگیرد، این افشاگری باید مستند صورت بگیرد و معتبر باشد، اگر مستند و معتبر باشد به پویایی فرهنگ تحقیق در کشور کمک می کند و در غیر این صورت نه تنها بر بحران اخلاق می افزاید بلکه همان فرهنگ تحقیق مورد لزوم را نیز مخدوش خواهد کرد. این درد دلی بود که به عنوان یکی از اهداف اصلی بسیاری از سایت های اینترنتی که سخت مورد حمله قرار گرفتم و به من تهاجم و بی حرمتی شد، داشتم و البته کفایت هم نکرد؛ زیرا معتقدم باید این فضا را پاس داشت؛ بالاخره روزی این پرده دری ها و این ابزار هژمونی اصحاب قدرت شدن ها به پایان می رسد.

یک زمانی به وب لاگ نویس ها با دید منفی نگاه می کردند ولی امروزه این طور نیست.ولی ما بایستی از طریق این امکانات رسانه ای توجه به اخلاق را هم داشته باشم.

احساس می کنم کشور ما دچار بحران اخلاق شده . اخلاق و فرهنگ باید به اقتصاد و سیاست خط بدهند ولی متاسفانه برعکس شده. وظیفه سنگینی بر دوش ماست. باید اخلاق رو رعایت کنیم و با بحران اخلاق در جامعه درگیر بشویم. متاسفانه چیزهایی که در کشورمان روزی حرام بود امروزه مباح اعلام شده. جامعه باید اخلاقی تر بشود و جنبش دانشجویی باید هدفش را معطوف این مشکلات بکند.

به عنوان یک برادر کوچک خواهش می کنم که این توصیه را جدی بگیرید. به ارتقاء فرهنگ تحقیق در کشور کمک کنید و اگر افشاگری هم صورت میگیرد باید مستند باشد.

 http://i4.tinypic.com/66adqax.gif

پرسش ها و پاسخ ها

دکتر افروغ در آخرین عنوان پست وبلاگ "در راه مدرس"، گفته است "اجازه نمی دهم آب خوش از گلوی اصحاب قدرت و ثروت پایین برود" این پست حاوی مطلبی درباره تهمت های اطلاق شده به وی بود که بر طبق مطالب قرار گرفته در پست در نهایت مشخص شد که این تهمت ها از چه جریانی خط می گرفته است.  افروغ در پاسخ به این سوال که، "شما برای چنین موارد چه پاسخی دارید و کسانی که با عقاید و آرمان های خودشان این نظام را تشکیل دادند و در حال حاضر نیز از اصحاب قدرت محسوب می شوند، مورد صلاحیت چه کسانی قرار گرفته اند که باقی ماندند و دست های پشت پرده قدرت که موجب می شود بسیاری از افراد برای مصلحت بر همین مسند باقی بمانند مورد تایید چه مرجعی قرار می گیرند؟"

وی پاسخ داد: این سوال کوتاه اما پیچیده است و به نوعی حتی سوال خود ما هم هست. اما پاسخی طولانی دارد. این نظام بر اساس مبانی خاصی شکل گرفته است و قرار هم تحقق این مبانی و شعارهای ارزشمند بوده که با فرهنگ و تاریخ ما نیز نسبت دارد اما به دلیل عدم نقادی به دلیل سکوت روشنفکران اعم از عالمان دینی و غیر عالمان دینی کار به جایی رسیده است که کانون های قدرت و ثروت امروز به صورت شبکه هایی در هم تنیده و پیچیده در آمده اند که به راحتی و با حرکت های فردی نمی توان با آن ها مقابله کرد.

متاسفانه آفتی که به سراغ همه حکومت ها و انقلاب ها می آید همین مصلحت گرایی است. به دلیل عدم تفکیک انقلاب از یک نظام، این مصلحت گرایی عمدتا تشدید می شود. اما اگر می آمدیم تفکیک ظریفی بین معیارها و ملاک های انقلاب اسلامی و عملکرد و سیاست دولتمردان قائل می شدیم و هر جا این انطباق بود آن را تایید می کردیم و هر جا نبود فریاد می زدیم شاید امروز شاهد این شبکه های در هم تنیده، پیچیده و متراکم قدرت و ثروت نبودیم. باید تلاش کرد قدرت عمومی، این قدرت ناقد را ارتقاء داد و نقادی را بالا برد و فشار آورد تا آن ها که این چنین شبکه هایی دارند در تنگنا قرار بگیرند و آن هایی که در نظام دغدغه آرمان ها و ارزش ها را کماکان دارند بتوانند در اثر این فشار ها راحت تر عمل کنند.
دکتر افروغ در ادامه سخنان خود ادامه داد: صحبت اخیر من در آخرین پست "در راه مدرس" بر می گردد به گفتگویی که اخیرا داشتم ولی تمام این گفتگو به دلیل همین مصلحت گرایی ها منعکس نشد. هر چند قسمت اعظم حرف های من مطرح شد اما اگر درباره آن توضیح دهم بد نیست؛ از من دعوت می شود در بابل که در جلسه مشاهیر استان شرکت کنم و صحبتی داشته باشیم. من در باب توسعه فرهنگی و تفاوت آن با فرهنگ توسعه صحبت کردم، در باب نخبه شناسی بحث کردم که نخبه ها را با ملاک ها و شاخص های صرفا رسمی شناسایی نکنیم. نخبه تک درخت محکم و استواری در یک بیابان لم یزرع است که بدون امکانات رشد کرده است؛ نه کسی که همه امکانات در اختیارش قرار داشته است و به خاطر انطباقش با وضعیت رسمی و کنونی کشور به گونه ای نخبه شناخته شده است. وی تصریح کرد:باید عینک را عوض کرد و با دانش عملی به دنبال این چهره های گشت.
عرصه نقد را بر عرصه مصلحت ترجیح می دهم
چرا در این دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی کاندیدا نشدید؟
 دکتر افروغ پاسخ دادند:
 گفتند چرا کاندیدا نشدی و من گفتم عرصه نقد را بر عرصه مصلحت ترجیح می دهم و حتی نام فردی که درباره من بدگویی کرده بود و مرا مورد توهین قرار داده بود را هم گفتم و همه را برای حاضران آن جلسه شرح دادم ولی حتی وبلاگ "در راه مدرس" نیز نوشت یک مقام نظارتی و در واقع هیچ نامی از آن شخص نبرد و الا من هیچ گاه هیچ ابایی ندارم که بخواهم به صورت شفاف حرفی داشته باشم و نام آن فرد را ذکر کنم زیرا معتقدم شجاعت و اندیشیدن و نقد، فیلسوفی کردن و صداقت عناصر مرتبط با یکدیگر هستند. در جایی که شفافیت و صداقت نباشد بدانید اندیشه هم نیست. اگر به همین اصل که آرزوی ماست توجه شود و برای احقاق آن در جامعه تلاش شود بسیاری از این مسائل حل می شود. اگر بخواهم در یک کلام پاسخ شما را بدهم باید بگویم: اگر ما بر اساس معیارهای انقلاب اسلامی و نه سیاست ها و رفتارهای جاری در جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی را از همان ابتدا نقد می کردیم امروز شاهد این قضایا نبودیم!
افروغ با تاکید بر نقد فضای امروز، افزود: چاره کار و حل مشکلات اینچنینی بازگشتن به عرصه نقد و نقادی است؛ شاید بتوان گفت در دهه نخست انقلاب ما شاهد نقد درون گفتمانی پر رنگی بودیم.

شما از نقد صحبت می کنید ولی در جایی که رئیس جمهور ما روزنامه هایی رو که جای نقد هستند رو توقیف میکند و یا روزنامه هایی که خودسانسوری می کنند پس عرصه نقد برای روشنفکران کجاست؟ جای نقد کجاست؟

دولتمردان ما باید سعه صدر داشته باشند

دکتر عماد افروغ اظهار داشت: ما انتظار داریم که دولتمردان ما سعه صدر لازم را داشته باشند. کسی که سعه صدر ندارد اسیر نوعی جهالت است، و این قاعده ای اصیل محسوب می شود؛ اگر جهالت نباشد و بصیرت باشد و بدانید که بصیرت نسبت مستقیمی با سعه صدر دارد. این را من نمی گویم که بسیاری از فلاسفه و حکمای ما نیز به آن اشاره داشته اند. اگر سعه صدر لازم را نداریم و برخورد تنگ نظرانه داریم، (می دانم که این مسئله یک وجه و یک بعد خطرناک هم دارد) ممکن است همه نقد ها زیر برود و اگر نقدی زیر رفت معلوم نیست چگونه رو بیاید!
افروغ تصریح کرد: ما باید به سمت نظامی برویم که همه حرف های آن شفاف زده شود و وقتی می خواهیم شفاف حرف بزنیم باید همه چیز آشکار شود اما اگر غیر علنی باشد در این صورت نقدهای وارد بر آن به زیر می رود آن وقت ممکن است که به شکل انواع و اقسام حرکات مخرب اجتماعی نمود پیدا کند و مطرح شود.
نظام جمهوری اسلامی منقبض نیست
نماینده مجلس هفتم شورای اسلامی تاکید کرد: بنده شخصا معتقدم این نظام قابلیت هایی دارد که بعضا به فعلیت رسیده است و مانع از این شده است که یک صدایی مفرط حاکم باشد؛ درست زمانی که ما شاهد این سیاست انقباضی رسانه ای دولت هستیم می بینیم که تعداد بسیاری از نمایندگان (نمایندگان کمیسیون فرهنگی) اعتراض می کنند و بیانیه می دهند و لایحه دو فوریتی دولت را تصویب نمی کنند، بنابراین می توان این طور تبیین کرد که نظام ما کاملا منقبض نیست و راه های انبساط فکری و انبساط خبری و رسانه ای در آن فراوان است اما اگر در حد همین امکانات موجود نیز مقاومتی صورت نگیرد نمی توان عاقبت خوشی را برای عرصه عمومی متصور شد؛ بنابراین فکر می کنم راه آن نظریه پردازی و تئوریزه کردن عرصه عمومی و عرصه نقد و مقابله از طریق همین کانال های تعریف شده است. مطمئن هستم که جواب می دهد.
دکترافروغ افزود: معتقدم هم روزنه هایی برای برخورد هست و هم می شود با ارتقاء عرصه عمومی قدرت مقابله مسالمت آمیز و غیر مخربی داشت و کماکان من بر این حرفم امید دارم.

شما به شجاعت نمایندگان اشاره کردید . شما نماینده ای هستید از مجلس هفتم . چقدر خودتون رو در این دوره از نمایندگیتون شجاع می دونید؟ و خیلی به مسأله فرهنگ سازی اشاره داشتید و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هم بودید. 

این وبلاگ به صورت سند در اختیار بنده و شما است، که نشان می دهد ما به اندازه کافی ادای انجام وظیفه کردیم یا خیر. نطق های پیش از دستور، تذکراتی که دادیم و بیانیه هایی که صادر می کردیم، مجرای خوبی برای قضاوت شما محسوب می شود که ببینید آیا من نماینده شجاعی بوده ام یا خیر.

نماینده باید وکیل مردم باشد نه دولت!
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس افزود: مفهوما معتقدم که نماینده باید شجاع و مستقل باشد و نباید وکیل دولت باشد. نماینده باید وکیل ملت باشد. اگر نمایند وکیل ملت نیست پس در فرآیند شکل گیری مجلس یک اتفاقی افتاده است؛ یا فرد شجاع و بصیری خودش را کاندیدا نکرده است و یا خط دهی ها مردم را به سمت و سوی دیگری برده است و یا در احراز و تایید صلاحیت ها اشتباهی رخ داده است. بنده شخصا معتقدم که مجلس باید معرف جامعه باشد، اگر جامعه تکثر دارد مجلس نیز باید تکثر داشته باشد و اگر جامعه تفاوت، تغایر و وحدت دارد باید مجلس هم باید معرف این جامعه باشد.
وی اظهار داشت: بسیاری از موضع گیری های ما بر می گردد به مفهوم تعامل گرایی یک سویه و یا دولت گرایی پارلمانی. افرادی از دولت وزیر گرفتند و مجلس را فروختند. درست بعد از استقرار دولت نهم این اتفاق افتاد که برخی از نمایندگان در لابی هایی که تشکیل می دادند به ویژه برخی از اعضای هیئت رئیسه مجلس و برخی از چهره های تاثیرگذار فراکسیون اصولگرا که فعلا اکثریت و غلبه با آن ها است، در این رایزنی ها وزیر گرفتند اما در ازای آن شان مجلس را تقلیل دادند و مجلس را از در راس امور بودن، انداختند.
وی اذعان داشت: نسبتی است بین فعالیت های مردمی و این که مجلس در راس امور باشد، اگر مجلس در راس امور باشد یعنی این که شما موثر بوده اید؛ چون این تاثیر گذاری و این در راس بودن بر می گردد به آن کسانی که این نمایندگان را انتخاب کردند. ما متاسفانه به دلیل سابقه استبدادی که داریم هنوز نتوانسته ایم مجلس را در راس امور بنشانیم.
مردم ما را حمایت نمی کردند
دکتر عماد افروغ در ادامه گفت: من شاهد بودم که بسیاری از نمایندگان در مقابل لوایح پیشنهادی سکوت پیشه کردند و کوتاه آمدند. خیلی ها در این مجلس فریاد زدند، اما اگر قدرت نقادی در این جامعه جا افتاده بود امروز برادری مانند آقای دکتر سبحانی رای آورده بود کسی که در زمینه های اقتصادی بحث های مستقل و شجاعانه و کارشناسانه خوبی را مطرح کرده بود.
وی تصریح کرد: اگر از سوی مردم حمایت و پشتیبانی و فضاسازی بود امثال آقای سبحانی رای می آوردند؛ به من می گفتند چرا کاندیدا نمی شوی؟ گفتم من حمایتی نمی بینم که بخواهم قدم جلو بگذارم. در مجلس چند نفر جمع می شدیم و موضع می گرفتیم اما هیچ حمایتی نمی شدیم و فقط افرادی مانند آقای تفرشی(نویسنده وبلاگ "در راه مدرس") بودند که این گونه و با وبلاگ و سایت از ما حمایت می کردند که حتی این ها نیز فیلتر شدند! در حالی که بسیاری از منتقدان و صاحب نظران خارج از کشور این سایت را یک رسانه عاقلانه و منتقد و سالم ارزیابی کردند، بر خلاف برخی از سایت ها که متاسفانه هتاکی را پیشه خود کردند.
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در ادامه تاکید کرد: باید فرهنگ سازی کرد. کشور ما به شدت اقتصاد زده و سیاست زده شده است و به ویژه بعد از جنگ؛ اصلا صبغه فرهنگی انقلاب و جامعه ما دستخوش این اقتصاد زدگی و سیاست زدگی شده است. کمیسیون فرهنگی در طول فعالیت خود یازده طرح فرهنگی تدوین کرد و این در حالی است که تاکنون دولت هیچ طرح فرهنگی به مجلس تسلیم نکرده است و نه تنها این دولت که حتی دولت های پیشین و به ویژه دولت قبل نیز هیچ لایحه‌ی مصوب فرهنگی از مجلس بیرون نداد! چند طرح فرهنگی بود که در پایان عمر مجلس ششم رسیده بود که یکی از آن ها، انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات بود و ما آن را در دستور کار قرار دادیم؛ شور اول آن در صحن علنی مجلس تصویب شد و شور دوم آن در صحن هیئت رئیسه هنوز در دستور کار قرار نگرفته است.
افروغ در ادامه تصریح کرد: بحث دفاع از حریم خصوصی نیز لایحه دیگری بود که از دولت قبل در مجلس مانده بود که آن را نیز مطرح کردیم و دولت فعلی آن را پس گرفت و مجددا آن را مطرح کردیم، که در کمیسیون فرهنگی این طرح تصویب شد. طرح های ما یکی ساماندهی مد و لباس بود که طراح اصلی آن خود من بودم و از آن به شدت دفاع می کنم که دفاعی اصولی است و دفاع از نمادهای ایرانی است که فکر می کنم در دراز مدت اتفاقاتی بیفتد.
هیئت رئیسه از شان مجلس دفاع نمی کرد
 

و اما کمیسیون فرهنگی ، کشور ما بعد از جنگ اقتصاد زده و سیاسی شده . ما چه کار کردیم؟ کمسیون فرهنگی 11 طرح پیشنهاد دادولی دولت هیچ لایحه مصوبی به مجلس نداد. ما طرح ها رو دادیم و شورای نگهبان تأیید کرد ولی دولت اجرا نکرد.

دکتر عماد افروغ با یادآوری طرح تسهیل "ازدواج برای جوانان" از سوی کمیسیون فرهنگی که دو سال برای تکمیل آن وقت صرف شده بود، گفت: هر گاه این نکته به یادم می آید آه از نهادم بلند می شود. دو سال مجلس هفتم روی طرحی کار کرد به نام تسهیل ازدواج جوانان. این طرح بسیار جامع بود؛ از احداث مسکن جوانان، ودیعه و اجاره مسکن جوانان بهره مند بود تا مباحث اخلاقی و خانوادگی و ... که نشان می داد به شکلی کامل به بحث خانواده از ابتدای تشکیل تا بقاء آن در نظر گرفته بود، متاسفانه دولت، به رغم این که از سوی شورای نگهبان نیز تایید شده بود این طرح را اجرایی نکرد زیرا دولت خودش متولی امر ازدواج از طریق اعطای وام ازدواج بود؛ اما به دلیل این که هیئت رئیسه از شان مجلس به خوبی دفاع نکرد این طرح در این دولت، بایگانی شد.

وی افزود: امیدواریم که در همین دولت، سر عقل بیایند و این طرح اجرایی شود که اگر این طرح اجرایی می شد، چندین فقره مسکن موقت در اختیار زوج های جوان قرار می گرفت. چه کسی می تواند با این مصیبتی که در بحث مسکن رخ داده است ازدواج سهلی داشته باشد؟ و با این حال از طرفی بحث بحران های اخلاقی و اجتماعی را مطرح می کنند و از طرف دیگر تن نمی دهند به ملزومات مبارزه با بحران های مذکور.
دکترافروغ در ادامه اظهار داشت: بحث حقوق و مسئولیت های زنان که یک منشور مترقی بود و روی آن در سطح کشورهای اسلامی و حتی آسیایی کار بسیاری صورت گرفته بود، طرح آن در کمیسیون فرهنگی تصویب شد. مقابله با کسانی که به تولید و تکثیر فیلم های مستهجن می پردازند و همچنین مقابله با کسانی که به صورت غیر قانونی مبادرت به تکثیر نرم افزارها و نوارهای مجاز می کنند که آن را نیز در کمیسیون تصویب کردیم. در مورد تحقیق و تفحص ها نیز ما کارهای خوبی انجام دادیم که در زمان ما نتیجه دو فقره از این تحقیق و تفحص های قرائت شد و سومین مورد به دست مجلس آینده سپرده می شود و ما پاسخگو نیستیم زیرا بعد از مصاحبه ای که من در شب شیشه ای داشتم و منجر به آفساید شدنم شد، در واقع سرنگون شدم. زیرا در آن برنامه مستقیما از من درباره برخی از اشخاص سوالاتی شد و من هم نظر خودم را مستقیم و بی پرده گفتم و همچنین بعد از این که در سالگرد ارتحال امام(ره) صحبتی راجع به حق و مصلحت کردم که در حال خاضر نیز در کتاب مناقشه حق و مصلحت نیز به چاپ رسیده است. بسیاری از افراد به اصطلاح ولایت مدار که امروز فقط از ولایت نامی یاد می کنند من را ضد ولایت فقیه معرفی کردند.
سال آخر نمایندگی به من خیلی خوش گذشت
دکتر افروغ در ادامه سخنان خود اظهار داشت: من به قصد کاندیداتوری با هدف ریاست در مجلس نرفتم؛ یک تئوری داشتم و آن این بود که در بزرخ کاندیدا شدن و نشدن، اگر اقبالی بود خود را عرضه کنم؛ اقبال صورت گرفت و خودم را عرضه کردم و این گونه شد. در این یک سال آخر بعد از آن وقایعی که برای من پیش آمد و چیزهایی که دیدم، خیالم راحت شد که دیگر کاری ندارم و توانستم با فراغ بال به مطالعه بپردازم و 9 کتاب عرضه کردم. بسیاری از این کتاب هایی که تصمیم داشتم ورق بزنم و فرصتی دست نمی داد، در این یک سال مطالعه کردم و در این یک سال خیلی برایم راحت و خوش گذشت و در واقع سال آخر نمایندگی مجلس، فرصت مطالعاتی من بود. حالا ممکن است بپرسند پس نمایندگیت در این یک سال چه می شود که باید گفت در این یک سال دیگر نه فرصتی بود و نه ارجاعی و نه اقبالی و به هر حال باید از این وقت به نحوی استفاده شود.

یکی از طرفداران اصولگرایان هستید . چطور این گروه رو نقادی می کنید؟

من تئوری برای نقادی زیاد دارم. رویکردم انتقادی و روش شناسی من رئالیسم تعالی گرا است و یا رئالیسم انتقادی است و نگاه خاصی به علیت دارم، من مشاهده گرا نیستم. نفس نقادی و اصلاح در ذات روش شناسی من قرار گرفته است.  بر اساس این پیش فرض که همیشه گفته ام روشنفکر همیشه نقد حال می کند نه نقد گذشته! من دیروز منتقد خیلی ها بوده ام، امروز منتقد آن ها نیستم. من نبش قبر نمی کنم. امروز هدف اصلی انتقاد من کسانی هستند که حاکمیت می کنند. من اصلا فرافکنی هم بلد نیستم و اتفاقا یکی از بحث هایی که من دارم این است که چرا شما مدام فرافکنانه برخورد می کنید، آیا برای این است که مردم به شما اقبال نشان بدهند دائما زشتی های گذشتگان را به رخ می کشید؟ و چرا زشتی های خودتان را در نظر نمی گیرید؟

بنده با همان نقد درون گفتمانی به اندازه کافی نقد حال کرده ام؛ چه در نقد نسبت به دولت و چه در نقد نسبت به مجلس. نقد ما از اصولگرایان جدی بوده است. اصولگرایی جدید با اصولگرایی قدیم، فرق جدی دارد. اصولگرایی نو ظهور یکی از ویژگی هایش بحث نقد درون گفتمانی است.
صدا و سیما معطوف به قطبی شدگی است
دکتر افروغ تصریح کردند : در جریان انتخابات درباره اصولگرایان هیچ صحبتی نداشتم و فقط اعتراضی کردم به صدا و سیما که مدام وانمود می کند که جبهه ای متحد دارد اما از منظر برنامه های صدا و سیما اصلاح طلبان چهره هایی متضاد هستند و اعتراض من به همین حرکت صدا و سیما بود که چرا معطوف به قطبی شدگی ناموجهی است؛ در دل این جبهه متحد کم اختلاف نبود و حتی این جبهه متحد نمایانگر اصولگرایان هم نبود.

در پستی از ارتحال آیت الله توسلی نوشته بودید . شما مرگ ایشون رو چطور دیدید؟ 

برای من قابل هضم بود چون در اثر بی حرمتی ها و دفاع از بیت امام جونشون رو از دست دادند . مسأله ای که برای خود من هم اتفاق افتاد. 

حضرتعالی چند سال در کمسیون فرهنگی بودید ،مستحضر هستید  در ترکیه برای داشتن حجاب مبارزه میکنند ،  ولی در ایران به جای فرهنگ سازی سعی در اجبار است ! ضعف کار را در کجا می بینید؟

در جامعه هیچ قانون ایجابی نداریم، همه قوانین ما سلبی است، یعنی این گونه قانون تصویب می کنیم که اگر این کار را انجام ندهید این گونه می شود در حالی که در مقابل اجرای این قوانین هیچ الگویی ارائه نکرده ایم و بر اساس ذائقه ایرانی و المان های نهفته در هویت او، حتی هویت های محلی و منطقه ای الگویی مناسب را در اختیارش قرار دهیم. توجه من این بود که توسط بخش خصوصی(تاکید می کنم) و نه دولت، که دولت فقط باید امکانات لازم و بازارهای خرید و فروش و برپایی جشنواره ها برای اجرا را در اختیار بگذارد، یک نگاه ایجابی نسبت به نمادهای ایرانی به وجود بیاوریم.

این بحث فقط در مورد پوشش هم مطرح نیست. من دغدغه فرهنگ و هویت ایرانی و به ویژه نمادهای ایرانی را داشتم. این جا یک حلقه مفقوده وجود دارد، از یک طرف ارزشی به نام حجاب هست که ربطی هم به اسلام ندارد و یک ارزش تاریخی محسوب می شود و از طرف دیگر هیچ الگوی به روزی به جامعه عرضه نمی شود! ما باید بتوانیم با توجه به شرایط روز و همین آدابی که در مناطق ما هست (مانند زیبایی در لباس گیلکی و مازندرانی و ترک و کرد و بلوچ و ...) الگوی خوب ارائه دهیم. آنهایی که می گفتند ما داشتیم با این طرح جامعه را یک شکل می کردیم باید بگویم خیر، ما داشتیم آن را از یک شکلی در می آوردیم. ما معتقدیم که مدرنیته و سرمایه داری نسبتی با تکثر در نماد ندارد. من هم دلم نمی خواست که با این جریان برخورد قضایی و انتظامی شود و الا وقتی برخی کارها زمین مانده است توجیه دارد!

در مورد عملکرد شورای نگهبان و آزادی این شورا در مورد رد صلاحیت ها و پادرمیونی مقام معظم رهبری توضیح دهید؟ 

در کل احساس خطری در کشور کردم. اتفاق مشروطه و کودتا احتمال داره رخ بده. مشروطه گرایش به روشنفکری بود .سنت گرایان حذف و طرد و منزوی شدند و زمینه برای کودتا فراهم شد. و حالا ممکنه که نوگرایان حذف بشوند و اون مشروطیت به صورت معکوس رخ بدهد.

در احراز صلاحیتها باید یک مکانیسم در نظر گرفته بشود. بر اساس اختیاراتی که دارند می گویند با مصلحت کاری نداریم. در اینجاست که مقام معظم رهبری در نظر میگیرد و دخالت می کند و این عطف به جایی است که در قانون اساسی تعریف شده است.

  

وقتی ما در مورد تاریخ و پیشینه خودمون بگیم ، 2500 سال پیش تاریخ ماست ، نباید از بین ببریم ، اگر نشون بدیم که گذشتگان ما چطور بودند و چه پوششی داشتند مردم هم رعایت می کنند.

  البته در طرح ما هم به تاریخ حجاب اشاره شده بود که این طرح ابعاد اقتصادی هم داشت. فقط نظارت بر ماست ولی اجرا با دولت است. ما تذکر می دهیم ، استیضاح میدهیم ولی اجرا دست ما نیست.

احساس می کنم قوه مجریه در این زمینه جدی است ولی خب زمان میبره. کندی هایی وجود داره و تازه یکی دو سال از این طرح میگذره.

گفته بودید یک عده از تشکل های ما علم اسلامیت و عده ای جمهوریت داشته اند... بعضی از جمله ها رو کنار هم به کار میبرید... مگه دین احتیاج به مردم سالاری داره؟ آیا با علم جمهوریت نمیتونه برافراشته بشه؟ یا این دو به تنهایی ناقصند؟ آیا دولت اسلامی به تنهایی پاسخ گو نبوده؟

مردم سالاری دینی رو در پاسخ به سؤال مشروعیت دادیم. مشروعیت بحث فلسفه سیاسی است و در فلسفه سیاسی از چه کسی باید اطاعت کرد؟ ما به محتوای افراد کاری نداریم و هر کسی رو هم که مردم می خواند اون هم مشروط نیستو این جواب قانع کننده نیست. چرا اگر مردم کسی رو خواند او بهترین است و باید از او اطاعت کرد؟ جمهوری اسلامی به ابتکار حضرت امام یک راه بدیع و راه سومی هم پیدا کرده که هم ناظر به محتواست و هم ناظر به شکل. جمهوری شکل حکومت و اسلام نوع آن را میسازد.

مفهوم مشروعیت ترجمانی از 2 معرفه حقانیت و مقبولیت است. باید این دو مؤلفه را داشت و در تأمین جمهوری اسلامی همواره باید به این دو مقوله توجه داشت.

در زمانی که در مجلس کسانی در اقلیت هستند و لابی هایی تشکیل میشه ، آیا وجود این لابی ها نمیتونه باعث وحدت کلمه بشه؟

 مجلس بدون لابی معنایی نمیدهد. اصلاً مجلس یعنی لابی. برای اینکه طرحی تصویب بشه نمایندگان لابی میکنند. مثلاً نظر باید مثبت یا منفی باشد ، یا حقیقت گراست یا جناح گرا. معمولاً لابی ها در واقعیت ها بیشتر صورت میگیرد. این لابی ها قدرت کنترل و وحدت بیشتری دارند. در مجلس هفتم انواع و اقسام لابی ها رو داشتیم.

شما گفتید نتایج مثبت رو به پای انقلاب میگذاریم. اگر انقلاب رو به عنوان معادله نگاه کنیم، چرا نباید همه نتایج رو به پای انقلاب بگذاریم؟ این جنبه قدسی بودن انقلاب نیست.  

انقلاب رو باید محک و داور جمهوری قرار بدیم. هیچ تغایری بین هویت ایرانی و انقلاب نمیبینم. در نقدمون نیاز به محک داریم. بهترین نقد نقد ناشی از بینش انقلاب اسلامی است.

مطلبی داشتید که صراحت ریاست جمهوری رو تحسین کرده بودید... 

بله ... خب تاکنون سابقه نداشته و اعتراف به خطا درسته...

نظر شخصی شما با توجه به اینهمه مشکلات ، مسکن ، بیکاری و ... آیا واقعاً جایز هست که از مردم معذرت خواهی کنند؟

مهم اینه که ایشون بالاخره پذیرفتند . مثلاً خود ایشون متوجه شدند که مسأله گرانی هست! نقدی داشتم و از روز اول گفتم احساس کردم ایشون آنچنان مشورت پذیر نیستند و حلقه مشورتهای ایشون کم هست .

ولی در آخر گناه رو گردن مجلس انداختند . آیا مجلسی که در اختیار دولت قرار میگیره مستحق این هست که برچسب بخورد؟ اگر مجلس شأن خودش رو حفظ میکرد و دولت هم فرافکنی نمیکرد اینطور نمیشد.

در یکی از پستها گفته بودید اگر چند بار دیگر هم رأی گیری بشه باز هم به احمدی نژاد رأی خواهم داد...

اگر هزار بار دیگر، انتخابات آن دوره با شرایط سیاسی آن دوره تکرار شود و برگردم به آن زمان، من همان انتخاب را خواهم داشت اما کاری نکنید که شرایط تغییر کند. پس جمله من باز می گردد به انتخاب درست خودم در همان شرایط زمانی و مکانی و عطف به همان آرایش سیاسی. بنده از رای دادن به احمدی نژاد در مقابل رقیبش به هیچ وجه پشیمان نیستم و هنوز هم نیستم! اما اگر من با شناخت امروز که عملا آن زمان برای من امکان پذیر نبود و با تجربه ای که امروز به دست آورده ام به همان دوران بر می گشتم، مطمئن باشید به رقیب ایشان رای نمی دادم، یک رای سفید داخل صندوق می انداختم؛ بنابراین کماکان تحلیل هایی درباره این تغییر نظر من وجود دارد.

وی در ادامه تصریح کرد: درباره دخالت های مجلس در کار دولت باید بگویم که ممکن است مجلس یک جاهایی در امور جزئی دولت دخالت کرده باشد مثل تغییر ساعت اما این ها کارهای کوچکی هستند. ای کاش مجلس در مسائل کلان هم دخالت می کرد و می ایستاد.

در مورد تهاجم فرهنگی پستی داشتید... 

یکی از طرح هامون مقابله با تهاجم فرهنگی بود .ما اگر قابلیت های فلسفی انقلاب رو درک کنیم مشکلی نخواهیم داشت. متاسفانه نگاه نرم افزاری به انقلاب نداریم . انقلاب اسلامی یک رنسانس جدیده . در عین حال خدای ما در هستی شناسی با خدای ما در کارهامون یکی نیست. این پرسش اساسی تمام بشر هست و اگر ما 4 پرسش را خوب جواب میدادیم کار به اینجا نمیکشید. 

 حدود و اختیارات کمسیون فرهنگی مثلاً برای انتخاب وزیر آموزش و پرورش چقدره؟

 اختیاری نداره... مثل سایر کمسیونهاست .

 مجلس در دو سال اول افتخار آمیز بود

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس درباره منفعل بودن مجلس هفتم نیز اظهار داشت: وقتی ما می گوییم مجلس منفعلانه عمل کرده است این طور نیست که کاملا رگه هایی از انفعال در تمام مصوبات آن دیده شود. بنده معتقدم دو سال اول مجلس هفتم با افتخار بود و بارها این مسئله را مطرح کرده ام. اما بعد از استقرار دولت نهم و در فرآیند شکل گیری دولت نهم به دلیل آن سهم خواهی هایی که از سوی نمایندگان صورت گرفت، به تدریج عده ای در مجلس تلاش کردند تا مجلس را به انفعال بکشانند و تا حدی هم موفق بودند اما نمی توان گفت کاملا موفق بودند؛ به هر حال مقاومت هایی از سوی نمایندگان صورت می گرفت.

 در مورد مهندسی فرهنگی اون چیزی که دغدغه مقام معظم رهبری هم هست چه نظری دارید؟

خودم به مهندسی فرهنگس حساسیت دارم و من رو یاد مهندسی اجتماعی میندازه. در فرهنگ اعتقاد به مهندسی ندارم ، نگاه ادبی هم ندارم . شورای عالی انقلاب فرهنگی بایستی چالش های دنیای بشریت رو رصد ، نظریه پردازی و پاسخ دهد. ولی متاسفانه به کارهای روزمره مشغول است ... من انتظار یک اتاق فکر رو داشتم .اگر این مهندسی بخواد مثل خمیر با مردم رفتار کنه فکر میکنم این در اندیشه اقا نیست.مهندسی فرهنگی در خصوص نهادهای رسمی فرهنگی اجتناب ناپذیره . ما نهادهای دینی و فرهنگی متعددی داریم و کارهای متدوالی انجام میدهند. نهادهای فرهنگی و دینی متعدد ما توسط یک نهاد سازمان دهی میشوند.با مهندسی فرهنگی می توانیم به مردم آنچنان که می خواهییم خط و ربط بدهیم. نباید نگاه عددی و رقمی به فرهنگ داشت. 

و چرا دیگر کاندیدا نشدید؟ 

بقا به هر قیمت رو توصیه نمیکنم. ما حرفهای خودمون رو زدیم.سبقه فرهنگی جامعه و انقلاب تحت الشعاع سبقه سیاسی و اجتماعی است. اخلاق و فرهنگ متاسفانه به جای اینکه ترمز باشد محرک است.احساس کردم دیگر نمی توانم کار کنم و باید در عرصه نقد پیش بروم. با نیامدنم باید دردهای زیادی رو تحمل کنم. مجلس هفتم اقبال بود ولی اصحاب قدرت دیگر اقبال نکردند. 

و در آخر از آقای امیر تفرشی نویسنده وب لاگ در خصوص تاریخچه وب لاگ و انتخاب نام آن سوال شد: 

اردیبهشت 84 بر اساس احساس نیازی که وجود داشت تصمیم گرفتیم صحبتهایی که در قالب گفتگو ها و سخنرانی ها و مقالات در رسانه ها یک جایی جمع آوری شوند و آرشیوی برای علاقمندان باشد و فضایی رو در حوزه مجازی ایجاد کنیم.

در ابتدا وب لاگی ایجاد شد ولی به دلایلی تعطیل شد و یکی دو ماه بعد وب لاگ حاضر تأسیس شد.

عنوان وب لاگ را بر اساس شناختی که از آقای دکتر داشتم و موضع گیریهای ایشون در مجلس و فضای موجود در مجلس نام وب لاگ را مدرس مجلس هفتم گذاشتم.

این عنوان انتخاب شد و در یک سایتی سوالاتی مطرح شد و اینطور شد که آقای دکتر ترجیح دادند که این عنوان نباشه و بنا به توصیه ایشون عنوان رو در راه مدرس انتخاب کردیم.

در هر صورت حداقل کاری بود که میشد انجام بدیم و از این فرصتی که در این دوره مجلس شورای اسلامی نصیب ملت ایران شده و اساتیدی چون دکتر افروغ و دکتر سبحانی که شاید در ادوار مجلس کم پیدا شوند.

مباحث ایشون در جنبش های دانشجویی کارگشا و کارساز بود. بحث نقد درون گفتمانی و نقد جمهوری اسلامی مسأله کمی نبود. مشکلی بود که در دوره های مختلف با اون مواجه بودیم. در مجموع این مسائل بود که احساس کردیم این کار باید صورت بگیرد. فکر نمیکنم که حق مطلب رو تونسته باشه ادا کنه .

انشاءالله در آینده با همکاری آقای دکتر بتونیم این وب لاگ رو توسعه بدهیم.

   http://i4.tinypic.com/66adqax.gif

در پایان جلسه جناب آقای محمد سرشار ریاست فرهنگسرای دانشجو با تشکر از حضور دکتر افروغ لوح وبلاگ و جایزه وبلاگ برتر فصل زمستان را که با رای گیری بین وبلاگ نویسان انتخاب شده بود به وب لاگ دارالمجانین اهداء کردند.

http://i4.tinypic.com/66adqax.gif

دوستان شرکت کننده

 در راه مدرس 

تخریبچی دوران

تردید راهی به دانایی

دریچه ای به سوی ملکوت

زمان بی کرانه - ایران جاودانه

یک بهانه

قرآن ام پی تری

درخت بی سایه

از خواب تا مرگ

وروجک های بیسواد

رویای نیمه تمام

ستایشگر

این انبوه سیب خورها حال آدم را بهم میزند

تنگ غروب

یکتا پرستان

باران خیال

دنیای سبز من

ستاره عشق

شهد شیرین کودکی

حسنک

زندگی... جنگ... و دیگر هیچ!

یاس کبود

کاغذ دعوت تو در دست من

My Daily Chert O Pert

گل یخ

چهره های درخشان

دل شدگان

دولت عاشقی

گاهنامه

چهره های درخشان

وب لاگ خبری رسا

اشکستان

مثل یک رویا

نم نم

دکتر کوچولو

از گور برگشته

خودم و خودت

سن ایچ

رجایی زمان

 فاطمیون

دستنوشته های راسکولنیکوف

عقیق

تولد دوباره

حنیف

همراز

عدالت جو

دادگاه رسمی

میدون مین

یادداشت های یک دیوانه

سهیلا ملکی

سید

خرابه شام

به همین سادگی

بایسته های فرهنگی دولت نهم

و دهها مهمان محترم

http://i4.tinypic.com/66adqax.gif

بازتاب نقد وب لاگ دکتر افروغ در رسانه ها و وب لاگها

پایگاه اطلاع رسانی فرهنگسرای دانشجو

شبکه خبری برنا

خبرگزاری مهر

Iran News Agency

زمان بی کرانه ، ایران جاودانه

یک بهانه

http://i4.tinypic.com/66adqax.gif


Admin