<-------www.mycomputer.ir-------> <-------www.mycomputer.ir-------> جلسه 12 اسفند 1386 - گزارش جلسات نقد و بررسی وب لاگها

گزارش جلسات نقد و بررسی وب لاگها


جلسه 12 اسفند 1386

وب لاگ این هفته :

تردید راهی به دانایی / نوشته های محمد سرشار

تردید راهی به دانایی

نوشته های محمد سرشار

نویسنده محترم وب لاگ جناب آقای محمد سرشار متولد 1360 ، از سال 81 وب لاگ می نویسم. ابتدا در بلاگ اسپات بعد در پرشین بلاگ و در نهایت دات کامی شد.


آیا دیدگاه خوانندگان براتون ارزش داره؟

هرکسی معمولاْ دنبال بازخورد و بازتاب کارهاش در جامعه هست . همه وب لاگ نویس ها به نظرات خوانندگان علاقه دارند.

تا حالا شده خوانندگان وب لاگتون دیدگاه هاتون رو زیر سؤال ببرند و شما پستی رو اصلاح کنید؟

پیش اومده که به من گفتند پستی رو بردارم ولی انجام ندادم. آدم وقتی حرفی رو میزنه باید روش وایسه!

داستانهاتون رو که می خوندم خودم رو توی داستانهاتون حس کردم و غرق در داستانهاتون شدم ولی در داستان آخرین چهارشنبه زرد و سرخ چه چیزی رو می خواستین به خواننده القا کنید؟

این داستان در جلسه نقد کتاب بررسی شد. شاید جرقه اول داستان بحث تقابل سنتهایی که ما داریم و تقارن آنها با عزاداری ها. ما همیشه تو افراط و تفریط خیلی جلو میریم.

یعنی اون حس در نگهبان ایجاد شد و اون نگهبان به این نتیجه رسید؟

نگهبان نماینده ای در جامعه است و در مقابل پدیده های جامعه واکنش نشون میده و با معیارهای مادی میسنجه و معجزه ماکتی هست که زنده شده.

دقیقاْ چه نتیجه ای از این داستان می خواستید بگیرید؟

از نظر تکنیکی مهمه و در اون از فلش بک استفاده شده . متولی امامزاده نزدیک طلوع آفتاب جلوی امامزاده نشسته و تو خواب و بیداری گذشته به ذهنش میاد و میره . تو این خواب و بیداری ها لز حرکت اون دختر بچه به اشتباه بزرگی پی میبره

راجع به هدفمندی وب لاگتون توضیح بدید ... چه هدفی رو در وب لاگتون دنبال می کنید؟

من عنوان سایت رو تردید راهی به دانایی گذاشتم و بعد در ادامه اون نوشتم نوشته های محمد سرشار . یعنی اینکه نوشته هام هستند . از سال ۸۱ با اسم مستعار در عرصه ادبی می نوشتم . نوشته هام در روزنامه کیهان با همون اسم مستعار چاپ میشدند .

در پست آخرتون یک سری چالش های مربوط به انتخابات رو مطرح کردید و گفتید رئیس جمهور در انتخابات مستقل بود ولی در انتهای پست او چقدر دوست داشتنی است گفتید : « کاش برخی از بچه حزب‌اللهی‌ها باورشان می‌شد که حزب‌اللهی‌تر از او فعلا در چنته اصولگرایان نیست.» شما هم رئیس جمهور رو جزو اصولگرایان معرفی کردید و این با مستقل بودن ایشون تناقض داره ...؟!

در زمان انتخابات ریاست جمهوری بطور علنی هیچ گونه حمایتی از ایشون نشد .

در ۸ سال جنگ ما آیا لبنان به ما کمک کرد؟ از زمانی که من یادمه همیشه جوانان ما برای جنگ به لبنان رفتند ولی موقع جنگ اونها به ما کمکی نکردند... آیا درسته با این وضعیتی که ما در جامعه داریم به مسائل لبنان بپردازیم؟

خب این برمیگرده به نگاه آدم ها به دنیا ... بعضی وقتها آدمها به مرزها اکتفا میکنند و بعضی مواقع هست که آدم با عقیده اش به جلو میرود. آمریکایی ها برای خودشون تعیین تکلیف کردند و دموکراسی رو با جنگ به همه جهان صادر می کنند و در جاهای مختلف اگر باهاشون همراهی نکنند اونجا هدف بمبارانشون قرار میگیره و این نشانه روشنی برای ماست. اگر امریکا را شیطان بزرگ بدانیم و اگر مرزها رو در نظر نگیریم و نگاهمون جهانی باشه بحث فرق میکنه . ما نباید خودمون رو به این مرزهای جغرافیایی محدود کنیم.

یعنی این داستان رو به مسائل اجتماعی خودمون ارجحیت میدید؟

باید اولویت بندی بشه و مشکلات ریشه ای حل بشه ... زندگی ها در دنیا مسالمت آمیز نیست . اگر یک لقمه نان پیدا می کنی باید چماق قویتری هم پیدا کنی . من کاری به لبنانی ها ندارم . ما به عنوان مسلمان باید نسبت به شیعیان و بعد مسلمانان و بعد هر انسانی که در هر جای دنیا بهشون ظلم میشه واکنش نشون بدیم.

من صحبتم این نیست ... آیا لبنانی ها برای ما این کارها رو کردند؟ اونها عهد شکنی کردند و دنبال عراق رفتند.

لبنان از پیچیده ترین کشورهای منطقه است که اکثراْ مسیحی هستند . تا دهه ۷۰ میلادی و قبل از امام موسی صدر شیعیان بسیار کم بودند که در محاسبات آماری هم حساب نمیشدند. با حرکتی که با امام موسی صدر شروع شد شیعیان زنده شدند حتی اونهایی که میترسیدند. بعد در لبنان جنگ داخلی و عهدنامه طائف اتفاق افتاد و قرار شد که رئیس جمهور مسیحی و نخست وزیر سنی و رئیس مجلس شیعه باشند. حکومت لبنان هیچ وقت از ما حمایت نکرد.

آیا امام موسی صدر خودشون یکی رو فرستاد که به ما کمک کنه؟

شهید مغنیه در جبهه های ما جنگیده بود.

ولی حرف ما اینه که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است ...

به حزب الله لبنان از سال ۱۹۸۱ یعنی سالهای ۶۰ - ۶۱ شمسی خیلی کمک شده بود و حتی نیرو هم از ایران به آنجا فرستاده میشد ولی حضرت امام (ره) مخالفت کردند . تو جنگ ۳۳ روزه ارتباطش با کل دنیا قطع شده بود و لی الان این وضعیت نیست. در دهه ۶۰ یک بودجه نسبتاْ زیادی براشون اختصاص داده بودند ولی الان اینطور نیست.

در پست آخر آیا انتخاب این عکس عادلانه است؟

کسانی هم بودند که برای هاشمی تبلیغات ناعادلانه کردند. یک نامزد مستقل همچین بودجه ای رو برای تبلیغات نداره و نامزد مستقل با چنین شرایطی نمیتونه تبلیغاتی بکنه پس باید این شرایط عوض بشه و انتخابات منطقه بندی بشه و زمانش افزایش پیدا کنه.

سایت یا همون وب لاگ شما شبیه سایت فرهنگسراست ... چرا؟

اوایل به برنامه نویسی علاقمند بودم و سال ۸۱ با HTML آشنا شدم و سپس با MT و قابلیت هاشو یاد گرفتم. اول سایت پدرم رو طراحی کردم و سپس این قالب کنونی رو برای خودم طراحی کردم و برای سایت فرهنگسرا برای اینکه هزینه نکنیم از همین قالب وب لاگ خودم استفاده کردم.

یک داستان کوتاهی دارید به اسم « زنها همه مثل همند » در این داستان یک جورهایی به خانومها توهین شده و اونها رو حسود نسبت به جنس خودشون و یه موجود ضعیف جلوه کردین ... چرا؟

جسارتاً باید عرض کنم که شما داستان رو دقیق نخوندین. با نگاه دقیق تری به داستان میشه متوجه شد که زن داستان بسیار هم زیرک بوده .

کمی راجع به فضای وب لاگتون توضیح بدید؟

وب لاگها پایگاه های رسمی هستند که افراد یادداشت میگذارند و در ستون وسط نوشته های من هستند و ستونهای کناری در مورد سایر کارهام هستند.

آیا شما هم رفت و آمد های وب لاگ نویسها رو دارید؟

خیر ... ندارم . ارتباطات من اینجور نیست.

آیا عمده رویکردتون اجتماعی است؟ فکر می کنم آرمانی نوشتن در کل مطالبتون بود . خب بچه های مذهبی باید آرمانی بنویسند و واهمه ای نداشته باشند ولی بعضی ها میترسند آرمانی بنویسند و حرف بزنند.اشکال کار از کجاست؟

فلسفه غربی رو نباید درس داد و جلوشون ایستاد. مثل مکتبهای ادبی.

یعنی ما بلد نیستیم و مخاطب مقصره؟

افراد مرجع ما در رشته های مختلف باید تعریف کنند مثلاً ما هنوز تعریفی از سینمای ملی نداریم.

چرا باید جلوی مکتبهای ادبی رو گرفت؟ من فکر میکنم باید این مکاتب رو یاد گرفت و بعد بحث انتخاب پیش بیاد.

ولی تو چه سطحی؟ در سطح راهنمایی یا کلاس داستان نویسی و یا انجمنهای حرفه ای؟

در سطح جامعه

اگر برای عموم باشه آموزشهای ابتدایی تا دیپلم و در حوزه علوم انسانی . مثلاً هیچ وقت مسیحیت و یهودیت رو در دین به ما آموزش نمیدن. مثلاً کتاب آیات شیطانی که کتابی سراسر اهانت و کسی اندیشه ای رو مطرح میکنه.

پستی داشتید راجع به دکتر احمدی نژاد . سوء تفاهم نشه ولی وقتی داشتم پست رو میخوندم مثل اشعاری بود که در گذشته در مدح پادشاهان می گفتند.

خب مگه اشکالی داره؟ یک پدیده بیرونی است . یکی اشک تو چشماش جمع میشه مثل من یکی نه. دوست داشتنیه خب.

داستانهای کوتاهتون مشکل داره و برای وب لاگ زیاده .

وب لاگ من چیزی بین وب لاگ و وب سایت رسمی است . همه نوشته های من + وب لاگ نویسی / همه داستانهای من که منتشر شده اند را در وب لاگم گذاشتم.

شما به عنوان یکی از متولیان امور فرهنگی درباره این کار فرهنگی جلسه های نقد و بررسی وب لاگها که هر هفته برگزار میشه چه نظری دارید؟

دیدن افرادی که دور آقای درخشنده جمع میشن تفریح سالمه. اوایل انقلاب آدمهایی مثل آقای امین پور , محسن مخلباف و ... که زندگیشون شبانه روز وقف ادبیات بود . نتیجه کارهاشون جوشش هایی هست که الان میبینیم. وزیر ارشاد گفته بودند که از حلقه های اینگونه دفاع می کنم. این دور هم جمع شدنها فواید و اثرات مثبتی دارد . در اینگونه کارهای مشترک از نقطه نظرات همدیگه استفاده میکنیم. فارغ التحصیلان مدرسه شهید حقانی که 150 تا 200 نفر هستند یک روز از هفته را دور هم جمع میشن و مقید هستند که شرکت کنند اگر فکر میکردند که این جلسات مفید نیستند هیچ وقت وقت نمیذاشتند و نمیرفتند.

نظر شخصی خودتون چیه؟

ثمرات خوبی خواهد داد. مثلاً جشن انتخاب وب لاگ یکی از خروجی های این کار بود.

به نظر شما برای تفریح میاییم اینجا ؟

من به دوستان خودم پیشنهاد دادم که برای تفریح بیان!

  ************************************

در انتهای جلسه از زحمات سرکار خانم افتخاری

و جناب آقای حمید رضا حسامی ( مدیر سرای کتاب فرهنگسرای دانشجو)

و جناب آقای محمد سرشار ریاست محترم فرهنگسرای دانشجو ، با اهداء لوح  و هدیه ای کوچک ، توسط

اعضای وبلاگ نویس ،‌تقدیر و تشکر گردید.

نقد کارشناسی استاد درخشنده :

انتخاب وبلاگ ارزشی و پر محتوای تردید راهی به سوی دانایی به مانند سایر

وبلاگ هایی که تا کنون نقد شده است ،‌صرفا به منظور آشنایی به سبک و

شیوه های جدید در این عرصه می باشد.

نویسنده محترم وبلاگ که خود از فرهیختگان عرصه ادب می باشد ،

وبلاگشان را علاوه بر مطالب روزنوشت خاص وبلاگ ها ، مزین به  لینک داستان

 های منتشره خود نیز کرده اند .

توجه به اصول فنی در قالب وبلاگ  و جاذبه های داستانی از ویژگی های خاص این وبلاگ است.

همانگونه که قبلا نیز عرض کرده ام توجه به نکات آموزشی وبلاگ ها در این

جلسات مد نظر است که بحمدالله این وبلاگ نیز نکات اموزشی بسیاری

داشته است.

  ************************************

دوستان شرکت کننده در این جلسه :

تردید راهی به دانایی

تخریبچی دوران

دریچه ای به سوی ملکوت

چند قدم تا وصال یار

یک حرف و دو حرف

سایه صبور

یک مادر

یک بهانه

قرآن ام پی تری

درخت بی سایه

از خواب تا مرگ

وروجک های بیسواد

رویای نیمه تمام

محبت اینجاست

تنگ غروب

گل یخ

حنیف

حنیف 2

توحید

دل شدگان

مهندس شیعه

دولت عاشقی

بنی آدم

ستایشگر

یکتا پرستان

دلنشین

حدیث نفس

سید

دادگاه رسمی

سهیلا ملکی

باران خیال

گذشته های متمایل به حال

یا حمید

مهر و ماه

تولد دوباره

دنیای سبز من

بچه های آسمان

صدای خاموش

جاده خاکی

چهره های درخشان

وب لاگ خبری رسا

وب لاگ خبری صدرا

کاغذ دعوت در دست تو

پارمیدا کوچولو

Pinky

و 8 مهمان محترم

***************************************

وب لاگ هفته آینده یکشنبه ۱۹ اسفند

گــــــل یـــــخ

نوشته فاطمه ملکی

http://persianliterature.persianblog.ir

                  ***************************************


Admin