<-------www.mycomputer.ir-------> <-------www.mycomputer.ir-------> جلسه ۲۹ مهر ۱۳۸۶ - گزارش جلسات نقد و بررسی وب لاگها

گزارش جلسات نقد و بررسی وب لاگها


جلسه ۲۹ مهر ۱۳۸۶

وب لاگ این هفته :

http://hanif99.persianblog.ir

http://hanif99.blogfa.com

من حنيفم از اهالي همين اطراف 

كوچكم و حقير مثل يك كرم اما خدايي دارم كه كرمها را دوست دارد 

جوينده اي در راه شدن

يك روح جستجوگر، يك فكر پرنده، يك ذهن مشوش، يك علامت سئوال و يك علامت تعجب

***************************************

نویسنده وب لاگ آقای سعید کبیر مختار متولد ۲۹ / ۹ / ۱۳۵۹ و فوق دیپلم الکترونیک

نوشتن رو از دوران دانشجویی و از نشریه دانشجویی آغاز کردم و حنیف از همان موقع متولد شد و تا

امروز هم ادامه داشته.

یک از دوستانم نویسنده وب لاگ مثل هیچ کس مشوق من برای ایجاد وب لاگ بودند و در تاریخ ۲۲

فروردین ماه ۱۳۸۵ وب لاگ حنیف در پرشین بلاگ متولد شد.

خود کلمه حنیف و تاریخچه اش برایم مهم بود.

همیشه مطالبم خدایی بوده ... خدایی که برای همه هست .

ولی خدای من با دیگران فرق دارد ... خدا رو به گونه ای دیگر می بینم و یا توقعی که خدا از من دارد

متفاوت است!!!

این خدای ذهنتون طی گذشت زمان در کل مطالبتون فرق نکرد؟

خیر

نوشتن در یک وب لاگ شما رو محافظه کار نکرده؟

بعید میدونم به سمت محافظه کاری رفته باشم.

تشبیه هایی که بکار می برید منبع و ماخذی دارد؟

نخیر ... ذهنی هستند.

داستان پارک جمشیدیه مقداری گنگ بود ... چرا؟؟؟

 شخصی که به پارک می رورد تا مشکلاتش را حل کند ... سعی کردم جملات رو بهم بزنم ولی اونطور

که باید نشده ولی خواستم بهم ریختگی ذهن شخص را نشان بدهد.

تمام داستانهاتون عـــالـــی بودند.

...

مانا یعنی چه؟

در واقع هر کسی می تواند باشد جز خـــدا ! یه شخصیت مجازی .. در واقع یک شخص ذهنی که

می تواند هم جسمانی باشد هم روحانی.

آیا مانا ایده آل ذهن شماست؟

بله .. در هر نامه شخصیت مانا برایم فرق می کرد .. از همان نامه اول یک نفر در ذهنم نبود .

داستانهاي مانا تلخ يا شيرين مثل همه قصه ها تمام شده ...

اساس کارتون چیست ؟ تغییر زیادی در شیوه داستان نویسی شما دیدم .. داستانها قوی تر شده

بودند حتی نسبت به نامه های مانا .. تغییرات بزرگ در داستانهای زیبا ؟؟؟ این تحول برای چیست؟؟؟

فقط خواستم داستان نویسی رو تجربه کنم .

کسی که برای اولین بار وارد وب لاگ شما می شود نسبت به این نامه های مانا بی اطلاع است و

نمی تواند به نتیجه ای برسد ... من خودم به شخصه نتوانستم نتیجه ای بگیرم؟؟!

حتی آنهایی که هر ۳۴ نامه را خوانده اند نمی دانند مانا کیست و این نامه ها هیچ ارتباطی بهم

ندارند و کاملا مجزا هستند.

مانا و حنیف باهم ارتباطی دارند؟

هر دو شخصیتهای ذهنی من هستند.

حنیف وجودی در وجود من است ... حنیف بصورت ثابت در وجود من هست.

مانا وجود خارجی نداشت .. مانا می توانست همه مخاطبها باشد .. مانا مطلق نیست و در سیر

نامه ها تغییر می کرد.

مانا ایده آل مطلق نبود چون نگاهم نگاه ثابتی نبود و در نهایت در نامه آخر سنگی که روی آن درشت

حک شده : مانای من .... این یعنی اینکه مانا مرده ...!

چرا ۳۴ نامه ؟؟؟ این عدد براتون عدد خاصی بوده؟؟؟

زیاد با اعداد کاری ندارم ..

شما مشخص نمیکردید که عامیانه می نویسید یا کتابی! چرا؟

در آخرین نامه عمدی عامیانه نوشتم ولی در دیگر نامه ها اشتباهم بوده.

ادبیات رسمی و محاوره ای دو نوع ابزار دست نویسنده است :

در ادبیات محاوره ای فضای صمیمی را ایجاد می کند ولی در ادبیات رسمی فضا جدی است و همانند

تبصره خاص پیامی جدی را به مخاطب می دهد.

من یک احساس عمیق درونی داشتم و با خواندن نامه ها حس میکردم که مانا مادرتون هست و

 حنیف خودتون و این نامه نگاریها برای مادرت است.

...

خودتون چه نتیجه ای از نامه ها گرفتید؟

نتیجه برای خودم مهم نبود .. مسیر برایم مهم تر از نتیجه است.

آیا مانا واقعاْ مرده بود یا بعدها مرد؟

تو ذهنم اینطور نبود که مرده و این جدایی و وداع از اول بوده و هیچ رسیدنی هم نبوده.

چرا همه به نامه های مانا توجه می کنند؟ آیا این می تواند همزاد پنداری بوده باشد؟ فکر می کنم

هر کدام از ما مانایی رو داریم و نوع قلم شما به گونه ای بود که این همزاد پنداری رو ایجاد کرد ..

نظر خودتون در این رابطه چیست؟

آدم های درون گرا شخصیتی درونی دارند .. من خواستم  یک حقیقتی از وجود خودم را تعریف کنم و

مانا شخصیتی جدا از حنیف بود که مخاطبش بود.

علت نام گذاری مانا چه بود؟ آیا خواستید اسم خاصی رو انتخاب کنید؟

از دوستانم خواستم که اسم برایم انتخاب کنند و من از میان نام های پیشنهادی مانا را انتخاب کردم.

آیا این نامه ها یک جور اعتراض واگویه بودند؟

در حقیقت مانا نماینده مدینه فاضله ای است که در ذهن حنیف مانده است . ولی حتی به همان

مدینه فاضله هم انتقاد میکند .. آنجا که می گوید :

(( تپه های اینجا هم شلوغ است . انگار تفاوتی نیست میان قرار ما و دیگران !!! ))

چرا وب لاگ پرشین بلاگتون رو از تیر ماه آپ دیت نمیکنید و نامه هاتون رو تموم کردید؟

چون دنبال قالب جدیدی هستم ... شاید هر چه بعد از آن در قالب نامه می نوشتم تکراری می شد.

شما به خدا و غیر خدا پرداخته اید .. حالا به چه چیزی می خواهید بپردازید؟

دغدغه شخصی من خدا شناسی بوده .. من نمی توانستم به خدا برسم مگر اینکه آدمهای اطرافم را

بشناسم. آدمهای ده ،شرایط ده ،مردم شناسی و ...

در پست معنی سکوت :

وقتی عزم سفر کردم چمدانم را بازکرده و هر آنچه فکر میکردم مورد نیازم است برداشتم

 اول خدا را از لب طاقچه برداشتم تبسمی داشت وخاک کمی رویش نشسته بود .

خاک را زدودم و اورا در چمدان گذاشتم. دنبال کتاب مقدس گشتم خاک رویش را پوشانده بود.

انگار سالیان مدیدی خاک خورده بود.

 خاک آن را تکاندم بوسیدم ودر چمدان گذاشتم...

منظورتون چی بوده؟؟؟  

اشاره به این است که وقتی به خدا نیاز داریم به سویش می رویم !

در ارتباط با خوانندگان وب لاگتون ؟؟؟

یک سری از دوستان با اینکه هیچ وقت ندیدمشون ولی به دلیل مطالب جذابشون بهشون سر میزنم و

بعضی از دوستانم هستند که میشناسمشون و مطالب همدیگر را می خوانیم ولی در کل وبگردی

 نمیکنم.

آیا اول تصمیم میگیرید بنویسید بعد فکر می کنید یا نه؟

نوشتن همیشه مشغولیت فکریم بوده و همیشه به دنبال نوشتن بودم.

نقد کارشناسی از دیدگاه استاد درخشنده :

از مدت ها قبل منتظر فرصت مناسبی بودم که توفیق معرفی وبلاگ حنیف را در جلسات نقدمان

 داشته باشیم.

همانگونه که قبلا نیز عرض کرده بودم ، ملاک انتخاب وبلاگ ها برای نقد ، دارا بودن مطالب منحصر به

 فرد و یا ویژگی خاص در قلم و نوع نگارش نویسنده وبلاگ می باشد.

در وبلاگ حنیف ما شاهد زاویه دید دوم شخص مفرد می باشیم.

اگر بخواهم توضیح کوتاهی در خصوص زاویه دیدهای مورد استفاده در فن داستان نویسی بدهم ،‌باید

عرض کنم :

ما سه زاویه دید اصلی داریم که شامل :

الف ) من راوی . ( یا اول شخص مفرد)

ب ) دانای کل .

ج ) دانای محدود.

و شش زاویه دید فرعی داریم . فرعی از آن جهت گفته می شود که به لحاظ تخصصی بودن و شیوه

سخت نگارشی ، کمتر مورد استفاده قرار می گیرد. نه آنکه ارزش کمتری در فن داستان نویسی

 داشته باشد.

زاویه دید نامه نگاری که به آن دوم شخص مفرد ( تو ) نیز خطاب می شود ، از آن زاویه دیدهای

تخصصی است که به لحاظ سختی در نگارش داستان کمتر مورد استفاده قرار می گیرد.

ولی در ۳۴ نامه که در اصل ۳۴ پست وبلاگ حنیف می باشد ،‌تحت عنوان نامه به مانا از این زاویه دید

تخصصی به صورت نسبتا حرفه ای استفاده شده است.

و همین امر یکی از دلایل انتخاب وبلاگ حنیف برای مطرح شدن در جلسات نقد می باشد.

علاوه بر هنر نمایی نویسنده وبلاگ و بهره برداری مناسب از زاویه دید نامه نگاری ، درونمایه قوی

 مطالب نگارش شده نیز از دیگر دلایل انتخاب وبلاگ بوده است.

درونمایه قوی معنوی که در تمامی نوشته های نویسنده خود نمایی می کند نمی تواند اتفاقی باشد.

هر جای نوشته ها را که نگاه می کنیم ، خدا را در درون نوشته ها مشاهده می کنیم .

استفاده از کنایه بصورت حرفه ای نیز از دیگر مواردی است که قلم نویسنده را متمایز می سازد.

برای حسن خطاب به نامه دهم به مانا نگاهی می اندازیم تا عرایضم بهتر درک شود.

نامه دهم:

دم رفتن یادت هست از زیر کتابی ردم کردی ، و من پرسیدم :

چیست این ؟!

گفتی :

کتاب نور .

گفتم :

نور که زیرو زبر ندارد !

گفتی :

از دل بخوان زیر و زبرت می کند.

حالا چندی است که مشغول نورم....

*********************************

دوستان شرکت کننده در این جلسه

http://hanif99.persianblog.ir

http://hanif99.blogfa.com

http://abolfazl2321.persianblog.ir

http://mamanyehasty.persianblog.ir

http://sayeyesabour.persianblog.ir

http://1madar.com

http://nodbe-feragh.persianblog.ir

http://moosaonline.persianblog.ir

http://dadgaherasmi.persianblog.ir

http://soheilamaleky.blogfa.com

http://roya11842.persianblog.ir

http://persianliterature.persianblog.ir

http://minevisam4no1.persianblog.ir

http://omidir2000.blogfa.com

http://sedayekhamosh.cast.ir

http://fpi.persianblog.ir

http://derakhtebisayeh.persianblog.ir

http://ie133.parsiblog.com

http://mhmdelh.blogfa.com

http://sisatnadar.blogfa.com

http://zaye.persianblog.ir

http://father78.persianblog.ir

http://drkoochoolooo.persianblog.ir

http://00mahnaz.blogfa.com

http://bin2.persianblog.ir

http://loosifer2007.blogfa.com

http://cheshm-be-raah.blogfa.com

http://mofty.blogfa.com

http://dehnamaki1.blogfa.com

http://mohabateenjaast.persianblog.ir

http://omidvaram.parsiblog.com

http://pinky.persianblog.ir

http://parmida.persianblog.ir

و 4 مهمان عزیز

*****************************

وب لاگ جلسه آینده یکشنبه 6 آبان

نوشته هاي يك مهندس شيعه

http://ie133.parsiblog.com


Admin